ღ... آشیانه ی باران ...ღ
دل خوشــ ـی هــا کـــم نیســـ ت
بعضی وقت ها تو زندگی شرایطی پیش میاد ................ یعنی من که کشته مرده این درس خوندن خودم هستم فعلاً یا علی عُــمــری فـرشـتـه هــم کــه بــاشی، ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ سلام در توضیح متن بالا امروز خاله ام صبح بهم اس داده سخته بی خیالش بشم، اما غرورم مهم تره الان ببین اون متنه صدق میکنه ها، یه عمر میگیم و میخندیم هیچی نمیگن، حالا یبار اعصابمون نافرم میشه همه قیام میکنن علیه شخص شخیصمون!!! راستی " زز" میدونین یعنی چی؟ یعنی اینکه: " زیادی داری زر میدی، واست خوب نی" تا بعد یا علی از سر بیکاری دارم رجوع میکنم به جمع های خاله زنکی یه نگاه از اون نگاه های گیجولکی که مختص خودمه به سر و صورت و موهای بلوندش انداختم. یه چندلحظه به تمام معنا هنگ کردم. حیا و نجابت کجا رفته؟ بابا اونموقع دوست پسر هم داشتن، این موضوع رو تو صدتا سوراخ قایم میکردن. من خودم وقتی ابروهامو نازک کردم تا یه مدت اصلاً جرأت نمیکردم زل بزنم تو چشم بابام، یه جورایی خجالت داشتم که هنوز مجردی از این کارها میکنم... اونوقت این بغل دل ننه اش نشسته و میگه دوست پسرش موهاشو اینطوری دوست داره زندگیه داریم؟ هیس همین و تمام! یا علی ــــــــــــــــــــــــــــــــ پ.ن: جدا از این بحث ها که اصلاً هم مهم نیست و واسم زندگی نمیشه،فکر میکنم دارم یه قسمت از خاطراتمو فراموش میکنم ... دیروز حمیده رو نشناختم!!! بعد از مدت ها ... سیگار ... همین ... بیاد روزهایی که ازشون متنفرم !!! چی بسرم اومده؟ ــــــــــــــــــــــــــــــــ + یه لینک تکونی کردم یعنی اســــــــاســـــــــی هـــــــــا ... خدا قوت بهم دختره قد و هیکلش دو برابر منه، بابامو درسته قورت میده، قد ننه بزرگ منم سن داره؛ اونوقت دوست پسرش بهش میگه: " خانوم کوچولوووو" یعنی در اینجور مواقع میخوام بگیرم خودمو بزنمااااااااااااااا پسره قیافه اش عین کفتاره، قد و هیکلش هم تو مایه های شترمرغ؛ دختره بهش میگه: " جوجو آقایی" یعنی کشته مرده این اصطلاحاتشونم قربون خودم برم که عمراً آقامونو این شکلی صدا بزنم فعلاً یا علی سیب شود رویتان،سرخ و سپید و قشنگ سبز شود جانتان،سبز و بلند و کمند سیر شود کامتان،از کرم کردگار سکه شود کارتان،روزیتان برقرار ماهی عمرت بود،پر حرکت پرتلاش غم بشود سنجدی،رخت ببند یواش پر زحلاوت شود،چون سمنو زندگی غرق عادت شود،شیوه این بندگی ---------------------------------------------------------------- بر سفرهی هفت سین نشستن نیکوست هم سنبل و سیب و دود ِ کُندر خوشبوست افسوس که هر سفره کنارش خالی ست از پاره دلی گمشده یا همدم و دوست . . . عید شما مبارک! ----------------------------------------------- یه سال دیگه هم گذشت...!!! و امروز آخرین روزشــــــه البته سال های عمرمون که میگذره! ولی مهم اینه که چجوری!؟ به قول نویسنده: "عید واقعی از آن کسی است که آخر سالش را جشن بگیرد نه اول سالش را" راستی تا دارم مطالب فلسفی و دینی و ... به عرض میرسونم اینم داشته باشین: . . . . . . J J J J به صحنه های مختلف یک فیلم ساخته شده در داخل ایران سری می زنیم : صحنه ی شادمانی : الان یه دختره + باباش + شوهرش + مادر شوهرش تو حیاط واستادن , موبایل دختره زنگ می خوره و بهش خبر می دن تو المپیاد فیزیک تو جهان مقام اول رو کسب کرده دختره از کنار شوهرش و باباش بدو بدو رد می شه تا به مادرشوهرش برسه و انون بغل می کنه و ماچش می کنه شوهر دختره هم بابای دختره رو بغل می کنه و ماچش می کنه ! بعد همینجوری که جنس های موافق هنوز تو بغل همدیگه هستن , به مخالف ها هم تبریک می گن یعنی دختره تو المپیاد تو جهان اول شد و باباش فقط بهش می گه : مبارکه دخترم ! صحنه ی غم و گریه : مشابه صحنه ی شادمانی , یهو به دختره خبر می دن نصف فامیلاشون تو زلزله مردن ! بعد صحنه ی شادمانی تکرار می شه ,با این تفاوت که جای روبوسی و اینا ,تو سر همدیگه می زنن و عزاداری می کنن دیگه اگه بغل کردن دختر و پدرش خیلی حیاتی باشه , درحالی که پدر از اون ور حیاط و دختر از این ور حیاط دارن سمت هم می دوَ ن (با آغوشی باز ) در لحظه ی رسیدن بهمدیگه , یا اشک و گریه ی بقیه رو نشون می ده , یا گلهای تو باغچه رو ! یا flashback می زنه و رفتگانش رو به یاد میاره صحنه ی خوابیدن ! :اولا فقط وقتی می تونیم صحنه ی اتاق خواب رو به تصویر بکشیم که شوهر یک خانوم , یا قهر باشه و خونشون نباشه , یا ماموریتی جایی رفته باشه , یا جلو تلویزیون رو کاناپه خوابش برده باشه. بعد دوربین از یک خانوم که وسط مرداد ماه با پالتو و روسری بلند و هدبند , تنهایی رو یه تخت دو نفره خوابیده رو نشون می ده که لحاف هم روشه !! اکثرا اینجور موقع ها تلفن زنگ می زنه و خانومه به حالت خوابالو بیدار می شه و جواب می ده تلفن رو و صحنه تموم می شه فردا صبحشم , رو پالتویی که باهاش خوابیده بود , یه پالتو دیگه هم می پوشه و وسط مرداد ماه می زنه بیرون از خونه صحنه ی سیلی خوردن :این صحنه تنها صحنه ایه که خوردن دست مرد به صورت زن هیچ اشکالی نداره و دختری که تو روی پدرش واستاده , یا زنی که از شوهرش انتقاد کرده , یه سیلی واقعی نوش جان می کنه و هیچ منعی هم نداره صحنه ی تصادف :بازیگر با یه BMW دویست میلیونی در حال حرکته تو جاده , کنترلش رو از دست می ده و میفته ته دره ! اونجا که کنترلش رو از دست می ده , صحنه عوض می شه و یه پیکان مدل ۴۲ رو نشون می ده که تو دره منفجر می شه و آتیش می گیره و راننده مرده یا زندش از همون BMW سوخته ( پیکان۴۲) بیرون کشیده می شه صحنه ی عروسی :یه امت زن و مرد جدا جدا و با فاصله ی زیاد واستادن , آهنگ شاد پخش می شه ,ولی هیشکی حتی تکون هم نمی خوره و ثابت واستادن ! مرد ها گاه گاهی دست می زنن ولی زن های مجلس حتی دست هم نمی زنن و مثل ماست ثابت واستادن ! همشونم هدبند دارن زیر شالهاشون! عروس هم آرایشگاه نرفته نشسته سر سفره عقد !! البته همیشه یه دختر کوچولوی ۳ یا حداکثر ۵ ساله اون وسط داره می رقصه و همه اونو نیگاه می کنن فقط پارتی :همیشه رییس باند بزرگ مواد مخدر , پارتی های شبانه برگزار می کنه بدون استثنا! بعد می خوان نشون بدن که تو خونه ی این رییسه , دختر پسرا جمعن و پارتی براهه , یه در رو نشون می دن که چند تا شیشه ی مات روشه ! بعد از پشت شیشه ها رقص نور دیده می شه و صدای آهنگ ترنس و تکنو به گوش می رسه ! با این نشونه ها می فهمیم که اونجا پارتی راه انداختن ! این صحنه بیشتر از ۱۲ ۱۳ثانیه طول نمی کشه ! یک مدل جدید :جدیدا هم یک پلیس پاک و منزه که ازدواج کرده و یکی دو تا بچه هم داره , زنش با زن همسایه صمیمی شده و این آقا پلیس ریشو , همش به زنش می گه : با اون نگرد ! اون زن خوبی نیست ! بعد آخر فیلم , اون زن همسایه یا بچه دزد از آب درمیاد , یا شیطان پرست و قاتل و این صحبتا آري ، هنوز هم هستند ! نادرند ! کمياب اند ! پاک اند ! روزي که قرار مي شود کنار گوش کودکي لالايي بخوانند ، شرمشان از نام " مادر " نمي شود ! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ بــــــــاران هم كہ ببارد ............................... پ.ن: از مامانم پرسیدم منم اینطوری هستم؟ راز خوشبختی هرکس به پراکندن اوست! تو هم ای خوب من ! این نکته به تکرار بگو ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پ.ن: شراب هم به مسـ ـتی ام حسـ ـادت میکند... آنـگاه که خـ ـمـار یک لحــظـ ـه دیدن ِ تو میشومــ ...! سلام علیکمات و رحمه الله آقا جان من یکی که فس مخم دراومد که واسه قانونی کردن و اکتیوکردن ویندوز هفت، هزار و یکی برنامه وکرک و کوفت و زهرمار دانلود کردم و آخرش هم هیچی به هیچ جا تا اینکه یه برنامه پیدا کردم که می تونه کلا وضعیت فعال بودن یا نبودن ویندوز 7 رو حذف کنه یادتون باشه قبل از استفاده از تمام داده های مهم خودتون نسخه پشتیبان بگیرید.این برنامه ممکنه باعث خراب شدن سیستم عامل و... بشه پس مسولیتش با خودتون! امیدوارم مشکل حل بشه ... موفق باشید ــــــــــــــــــــــــــــــــــ پ.ن: خدا کنه این یکی هم بعد از چند روز نزنه برنامه ای مرورگرمو نابود کنه پـ .نـ: از رسم های روزگار متنفرمــــــــ !!! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ سلامــــــــ حالتون خوبه؟ حالا نمیدونم در وصف دانشگاه چه باید بسراییم چندوقتی نبودما، آخه سرم شلوغ بود تازه اش هم من این چندوقته کلی خوش بحالم شده به هرحال اینکه خیلی دوستتون دارم،اصل کلام همین بود یا حق! خسته شدم...از بوسه های قلابی تلفنی خسته شدم... _ـ-ـ_ـ-ـ_ـ-ـ_ـ-ـ_ شكسپیر میگه: خیانت تنها این نیست كه شب را با دیگری بگذرانی ... خیانت میتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خیانت تنها این نیست كه دستت را در خفا در دست دیگری بگذاری ... خیانت میتواند جاری كردن اشك بر دیدگان معصومی باشد به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان پزشک پرسیدم شما چطورمیفهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟ . نتیجه گیری : شمااگه بودی چیکار میکردی...؟؟ دیروز عصر داشتم با مامانم طبق معمول دعوا میکردم. حالا دعوا بر سر چیست؟ حالا البته کیه که دلش نخواد باربی باشه؟ عکس العمل دستگاه در برابر لقمه های شما : لقمه اول : نوش جونت، گوشت بشه بچسبه به تنت، بخور عزیزم، بیشتر بخور نتیجه اخلاقی : پس در نتیجه، نتیجه این میشه که زودی لاغر میشین، و البته یکی مثل من که نمیتونه از خوردن بگذره، فکر کنم راهی بیمارستان بشه خلاصه اینکه دارم میرم سفارش بدم ــــــــــــــــــــــــــ پ.ن: اون دوستمو که قرار بود باهاش برم بیرون یادتونه؟ راستی خیلی بی معرفت شدینا میگم حالم بده ها، نگو آخرهای آذره !!! باید خوشحال باشم، چون شروعش بود، اما نیستم، چون نیست! ... پرسیدند از فرشته چرا قامتت خم است/آهی کشید و گفت که آخر آذر است (حالا بماند که قافیه و آهنگ نداشت یا علی خوبین؟ فرا رسیدن محرم رو به همتون تسلیت میگم. هرجا میرید یاد ما هم باشید. هرجا که همون مراسم عزا منظورمه... . تو محرمی که جای دیگه نمیرید؟؟! اینم به مناسبت این روزها: سرش به نیزه به گل های چیده می ماند استاد : نخیر منظورم اینه که چی میشی؟ استاد : اوه! منظورم این است وقتی بزرگ شوی چی بدست می آوری؟ استاد : ابله!!! وقتی بزرگ شوی برای پدر و مادرت چی میگیری؟ استاد : پسرجان پدر و مادرت در آینده از تو چه میخواهند؟ .......... پی نوشت: میبینین تو رو خدا؟ .......... امرو یکی از دوزتان قدیمیمان بهمان زنگ زده بود. اولش خو من باز خنگ بازی درآوردم و نفهمیدم چی به چیه و جهت کم نیاوردن شروع کردیم الکی به سلام احوالپرسی شروع کرد که آره چیکارها میکنی و اینا و یه دفعه گفت: "شوهر کردی فری؟" ما رو میگی از همون پشت تلفن یه لبخند عریض و طویل بر روی صورتمان جاخوش کرد. حالا این مگه باور میکنه. از اون اصرار از من انکار. بعدش هم شروع کرد از دوست پسر خودشو دوستهاش تعریف کردن. آخ که داشت دیه دود درمیومد از گوشی. حالا جالبش اینجا بود که یه مرثیه سرایی راه انداخته بود. میگفت: "دوست پسر فلانی از سمنان اینهمه راه میاد ببینتش" و فلان و بهمان اینا. بعدش گفت: "باورت میشه فری؟ خیلی حال میده ها، مگه نه؟فک کن اینهمه راه میاد که چندساعت دوست دخترشو ببینه" تو دلم گفتم: آره بابا، باورم میشه.هی هی که من با پوست و گوشتم حس میکنم. مخصوصاً این روزها! و منـ مختصر شدمــ در تو حالا این چه ربطی داشت؟ خلاصه اینکه آخرش هم بدون اینکه مهلت بده گفت بهت اس میدم ساعت و جای قرارو مشخص میکنم، بعدش هم تأکید کرد آقامونو بیارم. حالا من آقا از کجا گیر بیارم؟ ولی دمش گرم، یه ذره حس و حالم اومد سرجاش زنگ زد. خیلی بچه خشیه! خلاصه اینکه خواستم یه نموره بگم که چقده هم جنس های ما خجسته تشریف دارن واقعاً گیتا هم که چندوقته شکوفه خورده انگار ای کوروش ای بنیاگذار ایران زمین، باشد که نامت بود همیشه جاوید از پاسارگاد و بابل و لیدی و روم ، از ماد و پارس و عیلام و آشوریان ،همه یک نام بر زبان آرند و بس، همه گویند زنده باد کوروش شاه...! تو که ذولقرنین قران لقب توست، لقب مردی و مردانگی از آن توست تو ای کوروش ای مهد انسانیت ..... که دنیا به نامت قسم میخورد هفتم آبان، سالروز میلاد کورش کبیر، گرامی باد .................... کوروش بزرگ کوروش کبیر پ.ن: امروز ناخودآگاه با خوندن برخی مطالب در مورد کوروش،یاد یه رپی افتادم،اگه پیداش کردم آپ میکنم واسه شما هم میذارم،گوش دادنش خالی از لطف نی چی بر سر ایران و ایرانی اومده و قراره بیاد...! آرام بخواب کوروش!
که نه میتونی بغضتو فرو بدی
و نه اینکه گریه کنی و خودتو سبک کنی
اصولآً تو این شرایط دستشویی بهترین گزینه است
تجربه کردم که میگمااااااااا
از ما گفتن!
پ.ن:
سلام![]()
اندراحوالات دوران میانترمهاست هاااا![]()

امروز نشستم با خودم حساب کردم که فردا اسمبلی دارم، پس از عصر میشینم دو ساعتی میخونم و دیگه کفایت میکنه و ریاضی۲ هم -که از خدا پنهون نیست، از شما چه پنهون، تا حالا یه صفحه اش هم نخوندم- بعد از اسمبلی اگه حسش باشه میشینم میخونم
انشالله نصف نمره رو میارم
واالله فقط پاس هم بشم قبول دارم، اصن بس ناجوانمردانه حس درس خوندن نیستااااااااااا![]()
تازگیا دارم به خدا میگم هرچی به صلاحته همون بشه و بس جدایی افتاده شدیدددددددددددد![]()
حالا باس در مورد نت هم همینجوری بگم شاید فرجی بشه و ما به زندگانی برگردیم![]()
راستی
1- گیتاجان تبریک، کلاً امروز روشن شدی![]()
... تبریک صمیمانه منو پذیرا باش
، فقط هوای ما رو هم داشته باشیا![]()
2- ای اونیکه میدونم میای اینجا و مطالبو میخوین
الهی کچل بشی اگه نظر ندی، بچه بی تربیت![]()
![]()
![]()






فـــقـط کــافـی سـت یـک اشـتـبـاه از تـو ببیــنند
تـــا از تــو ابــلــیــس بــسـازنــد!
حالا سر امتحان(جمعه ای نکبت ها واسمون میانترم معادلات گذاشته بودن)، فقط فک کن که من گوشیمو سایلنت هم نکرده بودم، جلو هم نشسته بودم![]()
![]()
مراقب هم نسبتاً بیشعور و عوضی
خدا رو شکر صداش زیاد بلند نبود
دیگه اینکه دیدم مخم نمیکشه اومدم بیرون
حالا متن واجب پیام:![]()
"بعد از امتحانت بیا خونه باباجون اینا"
یعنی جان من اینهمه مهم بود؟
من میام خونه تو نمیتونی یه زتگ بزنی؟
دوقدم بیشتر فاصله است از خونه ما تا خونه باباجون اینا(بابای مامانم)؟![]()
اعصاب نمیذاره واسم![]()
دیگه اینکه اومدیم خونه و اول صاف رفتیم خونه باباجون اینا اعلام حضور
دارم به خاله ام میگم: اخلاقم چیزمرغیه امتحانمو گند زدم، ول کن حال و حوصله ندارم، میرم خونه خودمون
میگه: تو اخلاقت چیز سگیه. اینکه چیز عجیبی نیست![]()
یعنی بیا اینم ازخاله خانوممون![]()
دیشب یادش نبوده که اونقدر از حرفهای من خندید که آخرش اشک از چشاش دراومد و فحشم دادا
، حالا میگه اخلاقم بده. بساطیه![]()
درک نمیکنن که منو
کلاً اینکه پی بردم شاید واقعاً اخلاقم گنده پس، چون اینو زیاد میگن.
یا شاید چون یهو میرم فاز شوخی و بعدش باز یهویی سگ میشم اینا کلاً هنگ میکنن![]()
دیشب به یه خاصیت دیگه ام هم پی بردم." اینکه خیلی الاغ و بیشعور و نفهم تشریف دارم"
یعنی بگیرم خودمو بزنم آدم بشم
من بمیرم اگه دیگه با این آدم زشت حتی حرف بزنم. تا یه ماه پیش میگفت خوبه تو هستی من میتونم حرفهامو بهت بزنما، حالا وقتی دور و برش شلوغه جواب سلاممم نمیده![]()
دیگه اصلاً بهش محل نمیدم تا بپکه ![]()
به من چه؟ نمیدونم چرا مدام یادم میره در مورد اون، واژه " به درک " رو به کار ببرم![]()
منو بگو که آرمان هامو زیر پا گذاشتم![]()
غرورم کجا رفته؟
به قولی:نگذارید قهرمان درونتان تحقیر شود
بلــــــــــــه![]()
واسه من ناز میکنه![]()
یعنی قد نصف عمرم میخوام خودمو بزنممممممممممممممم بخاطر اینکارهام
گیتا میگه من خیلی خرم ها در مقابل این آدم زشت، اما من پشت گوش مینداختم
حالا واقعاً باورم شده![]()
چندتن ازدوستان هم که چون پاچشونو جویدیم باهام قهر کردن و اونا هم ایضاً ناز میکنن. حالا من یه هفته ای حالم خوب نبودا. جان من ببین همه باهام قهر کردن![]()
اینم محض همینجوری!!![]()
![]()






![]()
حالا دختره کنار مادرش نشسته.
دارم میگم: ماشاالله مهساجان عروس شدی؟ نمیدونستم. چه بی خبر؟![]()
یه نگاه چپ چپکی بهم میندازه میگه: فرشته جونی کی شوهر خواست حالا؟ ازدواجو کجا دلم بذارم تو این دوره زمونه؟![]()
![]()
![]()
انگاری مادره فهمیدو بسی راحت گفت:بهش گفتم موهاشو اینقدر روشن نکنه،به حرف من ک نیست![]()
و باز مهساخانوم که یه قر به سر و گردنشون دادن و گفتن: خب مامان حسام اینطوری دوس داره![]()
اینکه میگه عروس نشده، این حسام کیه دیگه؟
و بعدش متوجه شدم که منظورشون از حسام آقا، دوست پسر عزیزشونه!!!!![]()
![]()
بساطیه هااااااااااااااا... اینا دیگه آخرش هستن. چقد والدین چشمم کف پاشون روشن فکر شدن![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
زمونه عوض شده
خیلی وقت ها یادم میره افکارم دِمُده شده![]()
![]()
![]()
![]()






![]()
![]()
![]()
![]()
حالا برعکسش هم هستا!![]()
![]()
![]()
یه ساعت با اینا ما رفتیم بیرون بگردیم، اینقد به هم کلمات لوس و ننر و بی معنی گفتن،که دل و روده مون به هم پیچید از بس جلوشو گرفتیم که گلاب به روتون عق نزنیم![]()
اصن یه وضعیه![]()
خو چرا مثه آدم اسم همو صدا نمیزنین؟
این کلمات جلف چیه در مورد هم بکار میبرین؟![]()
بساطیه هااااااااااااااااااا![]()
اسم خودش کلی هم قشنگتره![]()
فکر بد نکنین
من در آینده رو میگم، کلاً آقامون هر اسمی داشته باشه،اسمش گشنگه
بـــلــــــــــه![]()
![]()
![]()
![]()







.فتوای مراجع تقلید در سال جدید
روزه گرفتن در ۳ روز اول سال ثواب معادل با ۱۲۰ سال عبادت خالصانه دارد !
یک حدیث هم هست که میگه :
مدت دید و بازدید در عید بیشتر از ۱۰ دقیقه مکروه است !











دخترم : مامان تو زنی یا مردی ؟
من : زنم دیگه پس چی ام ؟
دخترم : بابا ، چی اونم زنه ؟
من : نه مامانی بابا مرده .
دخترم : راست میگی مامان ؟
من : آره چطور مگه ؟
دخترم : هیچی مامان ! دیگه كی زنه ؟
من : خاله مریم ، خاله آرزو ، مامان بزرگ
دخترم : دایی سعید هم زنه ؟
من : نه اون مرده !
دخترم : از كجا فهمیدی زنی ؟
دخترم : یعنی از چی ؟ از قیافه ات؟
من : از اینكه خوشگلم ،
دخترم : یعنی هر كی خوشگل بود زنه ؟
من : اره دخترم
دخترم : بابا از كجا فهمید مرده
من : اونم از قیافش فهمید . یعنی بابایی چون ریش داره و ریشهاشو میزنه و زیاد
خوشگل نیست مرده !
دخترم : یعنی زنا خوشگلن مردا زشتن ؟
من : آره تقریبا .
دخترم : ولی بابایی كه از تو خوشگل تره
من : اولا تو نه شما بعدشم باباییت كجاش از من خوشگل تره ؟
دخترم : چشاش
من : یعنی من زشتم مامان ؟
دخترم : آره
من : مرسی
دخترم : ولی دایی سعید هم از خاله خوشگلتره !!
من : خوب مامان بعضی وقتها استثنا هم هست
دخترم : چی اون حرفه كه الان گفتی چی بود
من : استثنا یعنی بعضی وقتها اینجوری میشه
دخترم : مامان من مردم
من : نه تو زنی
دخترم : یعنی منم زشتم
من : نه مامان كی گفت تو زشتی تو ماهی ، ولی تو الان كودكی
دخترم : یعنی من زن نیستم ؟
من : چرا جنسیتت زنه ولی الان كودكی
دخترم : یعنی چی ؟
من : ببین مامان همه ی آدما شناسنامه دارن كه توی شناسنامه شون جنسیتشون مشخص
میشه جنسیت تو هم توی شناسنامه ات زنه .
دخترم : یعنی منم مامانم ؟
من : اره دیگه تو هم مامان عروسكهاتی
دخترم : نه ، مامان واقعی ام ؟
من : خوب تو هم یه مامان واقعی كوچولو برای عروسكهات هستی دیگه
دخترم : مامان مسخره نباش دیگه من چی ام ؟
من : تو كودكی
دخترم : كی زن میشم ؟
من : بزرگ شدی
دخترم : مامان من نفهمیدم كیا زنن ؟
من : ببین یه جور دیگه میگم . كی بتو شیر داده تا خوردی بزرگ شدی
دخترم : بابا
من : بابات كی بتو شیر داد ؟ !!!!!!!!!!
دخترم : بابا هر شب تو لیوان سبزه بهم شیر میده دیگه
من : نه الان رو نمی گم ، كوچولو بودی ؟
دخترم : نمی دونم
من : نمی دونم چیه ؟ من دادم دیگه
دخترم : كی؟
من : ای بابا ولش كن ، بین مامان ، زنها سینه دارن كه باهاش به بچه ها شیر میدن
، ولی مردا ندارن
دخترم : خب بابا هم سینه داره
من : اره داره ولی باهاش شیر نمی ده !! فهمیدی
دخترم : خوب منم سینه دارم ولی شیر نمی دم پس مردم .
من : ای بابا ببین مامان جون خودت كه بزرگ بشی كم كم می فهمی .
دخترم : الان می خوام بفهمم .
من : خوب هر كی روسری سرش كنه زنه هر كی نكنه مرده
دخترم : یعنی تو الان مردی میریم پارك زن میشی
من : نه ببین ، من چیه تو میشم ؟
دخترم : مامانم
من : خوب مامانا همشون زنن و باباها همشون مردن
دخترم : آهان فهمیدم .
من : خدا خیرت بده كه فهمیدی ، برو با عروسكهات بازی كن
****
دخترم : مامان یه سوال بپرسم
من : بپرس ولی در مورد زن و مرد نباشه ها
دخترم : در مورد ماهی قرمزه است .
من : خوب بپرس
دخترم : مامان ماهی قرمزه زنه یا مرده ؟!!





هنوز هم هستند دختراني که تنشان بوي محبت خالص ميدهد
بکرند
نابند
احساساتشان دست نخورده است
لمس نشده اند
باور نکرده اند
تحقير نشده اند
و زير آغوش همسرشان ، چشمانشان را نخواهند بست که با روياي ديگري سر کنند!!!
اين من هستم و همان "ارزش"
بـــــــــرف همـــــ كہ بريزد
نمي تواند مرا از "انسانيت" دور كند
بـــــــوران هم كہ باشد
نمي شود كه من "من" نباشـــــــــــم
هيــــــــچ چيزے
حتے
سنـــگ هم كه ببـــــــــــــــــــــارد...!
یه ذره نگاه میکنه میگه نه
کاشکی اینطوری بودم
چرا واقعاً گفت نه؟
مگه چیکار کردم؟





« دوستت دارم » را
من دلاویزترین شعر جهان یافته ام
این گل سرخ من است .
دامنی پر کن از این گل که دهی هدیه به خلق
که بری خانه دشمن
که فشانی بر دوست
در دل مردم عالم – به خدا -
نور خواهد پاشید
روح خواهد بخشید
این دلاویزترین شعر جهان را همه وقت
نه به یکبار و به ده بار، که صد بار بگو
« دوستم داری » را از من بسیار بپرس
دوستت دارم را با من بسیار بگو





حتماً از موضوع متوجه شدین که بعد از عمری میخوام یه پست مفید بذارم![]()
![]()
قبل از استفاده حتما با ویروسیابتون اونو چک کنید. (من چک کردم واسم ویروس پیدا کرد )![]()
![]()






با شروع مجدد دانشگاه ها چه میکنید؟
ما دبیرستان سال سوم که بودیم یه شعر میخوندیم : جبر(جبر و احتمال) و حساب(حسابان) و هندسه/انشاالله خراب شه مدرسه ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
لابد میگین خدا رو صدهزار مرتبه شکر که نبودی
حالا به هرحال ما باز آمدیم![]()
تازه ترش هم امرو یه صحنه هایی رو از دور و نزدیک شاهد بودم، که کلاً ذوق زده شدم. انگاری به خر تیتاپ داده باشن
حالا نمیگویم چی دیدیم و چی دستگیرم شده
بمانــــــــــد![]()
![]()















باید بدجنس باشی
تا عاشقت باشن
باید خیانت كنی
تا دیوونه ات باشن
باید دروغ بگی
تا همیشه تو فكرت باشن
باید هی رنگ عوض كنی
تا دوسِت داشته باشن
اگه ساده ای
اگه با وفایی
اگه یه رنگی
همیشه تنهایی





از بغل های محکم اس ام اسی....
از عشق بازی های چت..
از همه خسته ام...
تو کنارم باش...!!!
هوای تنت کافیســـــــــــت ....!!!






روانپزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب میکنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار میگذاریم و از او میخواهیم که وان را خالى کند.
من گفتم: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگ تر است
روانپزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را بر میدارد... شما میخواهید تختتان کنار پنجره باشد؟
.
.
.
.
.
1. راه حل همیشه در گزینه های پیشنهادی نیست.
2. در حل مشکل و در هنگام تصمیم گیری هدفمان یادمان نرود . در حکایت فوق هدف خالی کردن آب وان است نه استفاده از ابزار پیشنهادی.
3. همه راه حل ها همیشه در تیر رس نگاه نیست... 





بر سر اینکه من باید بشم نی قلیون
چه توقعات بیجایی از آدم دارن ها
آقاجان من چنددفعه بگم؟ آقای ما، ما رو همینطوری پسندیده![]()
![]()
دیگه مشکل چیه؟
نصیحت بیجا مانع کسب است، ولم کنین تو رو خدا
مخصوصاً من که چندوقت دیگه عروسی یکی از دوستامه و قراره دعتمون کنه، یه لباس میخوام بپوشم که عمراً اگه زیر ۵۰نباشی، نمیتونی بپوشیش
با خودم حساب کردم که چه راهی بهتره واسه لاغری فوری
و ناگاه در نت به مطلبی برخوردم.
دستگاه لقمه شمار ... دی ری دی رین ![]()
لقمه دوم : نوش جونت، خوشمزه شده معلومه
لقمه سوم : سکوت
لقمه چهارم : خب دیگه داری زیادی میخوری
لقمه پنجم : نخور
لقمه ششم : آخرین اخطار بود
لقمه هفتم : کوفت بخوری، بَسِته گفتم
لقمه هشتم : آشغال من اینجا دارم هویج گاز میزنم؟ اگه یه لقمه دیگه بخوری دیگه لقمه هاتو نمیشمرم!
لقمه نهم : خیلی بدبختی، گاو هم اینقدر نمیخوره، خجالت بکش
لقمه دهم : اینهمه از آخرین اخطارم بهت مهلت دادم، خودت خواستی (دستگاه لقمه شمار روی شما میپرد و تا میخورد شما را کتک میزند...)
پس از خرید این دستگاه هیچ گاه بیش از 9 لقمه نخورید !!!
منم که ید طولانی دارم در این زمینه![]()
شمام واسم دعا کنین![]()
دید از ما آبی گرم نمیشه، به دوتایی رفتن رضایت داد. دلم میخواد ببینم چه شکلی شده. من که خیلی فرق کردم.![]()
ما سر نمیزنیم، شمام نباس سر بزنین؟
همیشه که جواب مشت، مشت نیست... بعضی وقت ها نوازشه![]()
نگاه هم به نیش باز من نکنین، دلم خونه
اصولاً از آذر و خرداد متنفرمممممممممممم
)![]()






.jpg)
سلام دوستان عزیز و گلمون!
![]()
به فجر از افق خون دمیده می ماند
یگانه بانوی پرچم به دوش عاشورا
به نخل سبز ز ماتم تکیده می ماند
میان خیمه ی آتش گرفته، طفل دلم
به آهویی که ز مردم رمیده می ماند
شب است گوش یتیمان ز ضربت سیلی
به لاله های ز حنجر دریده می ماند
رقیه طفل سه ساله که حوری حرم است
به آن که رنج نود ساله دیده می ماند
امام صادق حق پشت ناقه ی عریان
به زیر یوغ چو ماه خمیده می ماند
شوم فدای شهیدی که در کنار فرات
به آفتاب به خون آرمیده می ماند
هلال یک شبه ی من، ز چیست خونینی؟
نگاه تو به دل داغ دیده می ماند
حکایت احد و اشک چشم خونینش
به اختران ز گردون چکیده می ماند





شاگرد : ازدواج!
شاگرد : داماد!
شاگرد : زن!!
شاگرد : عروسی میگیرم!
شاگرد : یک زندگی متاهلی موفق![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
و " ای کجایی تو؟ بی وفا شدی ، خبر نمیگیر. بابا بی مرام.." ولی از اونجایی که این رفیق ما خیلی باهوش بود سریع گرفت که من نگرفتم.
شروع کرد خودشو معرفی کردم و ما دیدم اوووووو، داره میزنه راهنمایی. من دبیرستانمم یادم نی، حالا شما تصور کنین این داره از دوران طلایی راهنمایی میگه. خدایی نمیدونم بعد اینهمه مدت شماره ما رو از کجا یادش مونده. حالا خوشم میاد ما تو این چندسال چندتا خونه عوض کردیم. البته از ته کوچه بابام شروع کرده به ساختن و هی اومده جلو. هر خونه ای هم که میساخت و میفروخت و میومد خونه بعدی، این خط تلفنشو برمیداشت منتقل میکرد، واس همینه شمارمون چندساله یکی مونده.
بله داشتم میگفتم، این رفیق ما خدایی بچه پایه ایه. یعنی از اوناییه که اگه توی خط واحد بشینه ظرف ایکی ثانیه شجره نامتو بیرون میکشه. بچه باحالیه. ![]()
گفتیم: "نه بابا، شوهر کیلوچند؟ من دارم درس میخونم." اینم نه گذاشت نه برداشت گفت: "بگو کی میاد تو رو بگیره؟" بعدش هم خودش غش غش شروع کرد خندیدن. حالا منو میگی اینور خط
بعدش گفت: "خو دوس پسر چی؟ اینم نداری؟ خوشگل بودی، بعید میدونم قسر دررفته باشی." با خودم گفتم پس الان باید بیای جمال منو زیارت کنی که بیبین خوشگیلیمون هم بر باد رفته
(خدایی من دبستان راهنمایی خوشگل بود یه نمه
) دیگه اینکه گفتیم : نه دوست پسر ندارم.حسش نی![]()
هرگز ابدی شد تا همیشهـ
از منـ تا تو ...
از تو با منـ ...
همینـ و همیشهـ تمامـــ ...
خلاصه اینکه گفت یه روز قرار بذاریم همو ببینیم. حالا بش من میگه: "فری با دوست پسرت بیا منم رضا رو بیارم باهم اشنا بشیم" .یعنی این بشر درک نمیکرد که وقتی میگم دوست پسر ندارم، یعنی ندارمممممممممممممممممممم!![]()
![]()
یعنی فوق العاده خجسته بود، هرچی هم میگفتی، به هیچ صراطی مستقیم نبود.![]()
![]()
![]()






![]()
شاه پارس، شاه انشان، شاه ماد، شاه بابل، شاه سومر و اکد
شاه چهارگوشهٔ جهان
دوران ۵۵۹–۵۲۹ پیش از میلاد.[۱] (۳۰ سال)
تاجگذاری انشان، پارس
زادروز ۶۰۰ یا ۵۷۶ پیش از میلاد، ۴ شهریور
زادگاه انشان، پارس
مرگ ۵۲۹ پیش از میلاد
محل درگذشت به احتمال زیاد پاسارگاد
آرامگاه پاسارگاد
پیش از کمبوجیه دوم
پس از کمبوجیه یکم
همسر کاساندان
دودمان هخامنشیان
پدر کمبوجیه یکم
مادر ماندانا
فرزندان کمبوجیه
بردیا
آتوسا
آرتیستون
رکسانا
....................
ای رهگذر
بدان که در اینجا من خفته ام
کوروش
کسی که شاهنشاهی جهانی ِ پارس را برای مردم این سرزمین به ارمغان آورد
و اینک
بر این خاک کوچک بسنده کرده است
پس هیچگاه بر این آرامگاه
که پیکر مرا در خود جای داده است
رشک مبر
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
دشمنان فرزند نمایت
تشنگی خاک به معرفت را
در آب غرق خواهند کرد
آوازه ات اگر چه بلند
و فرامین ات اگر چه جهانی
اندیشه هایت اگر چه انسانی
اما خصم بداندیش ات
حتی به سهم ناچیز تو
از دنیای خاکی هم رحم نمی کند
آرام بخواب کوروش!
اگر دو هزار و پانصد سال
آسمان آبی
به تماشای مقبره ات می بالید
از این پس
آبی آب، تو را در آغوش خواهد کشید
آرام بخواب کوروش!
اگر روزی دختران و زنانت را
با حقارت و اسارت
در بیابانهای خشک و سوزان
به نمایش میگذاشتند
امروز نیز آن تاریخ
در بیابانهای زرق و برق گرفته
تکرار میشود
آرام بخواب کوروش!
اگر روزی بیگانگان
خاکت را به توبره میکشیدند
امروز سفیران غم و نکبت
خود این کار را میکنند…
چه سر گذشت غم انگیزیست کوروش!
فرزندان بی انصافت
مهربانی تو را کجا جا گذاشته اند؟
گویا فراموش کردن
ندای جهانی صلح تو
برای فرزندانت
آسانتر از گردن نهادن
به خشم تمدن سوزان بوده است






